معدود اغتشاشگران بخوانند/ اگر دزد بیاید باز هم از«پلیس» کمک می‌خواهید؟!

گروه انتظامی خبرگزاری فارس: اگر جلوی در پارکینگ خانه‌، ماشینی پارک کرده باشد؛ اگر بی سر و پایی از دیوار ساختمان ‌‌‌‌ بالا برود؛ اگر معتادی جلوی پله‌ای چرت بزنند؛ اگر سارقی شیشه ماشین را خرد کرده و ضبط را به سرقت ببرد بدون اینکه فکر کنیم ۱۱۰ را می گیریم و منتظر می شویم تا پلیس بیاید و رسیدگی کند و حتی به ما بگوید که چه می خواهد انجام دهد.

سرقت، دزدی، زورگیری، کیف قاپی، موبایل قاپی، قاپ زنی و … که جای خود دارد؛ حتی این روزها که دزدان وقیح شده و از سلاح سرد و گرم استفاده کرده و در روز روشن در جلوی چشم مردم سلاح خود را نشان داده و از دختر و زن مردم زورگیری کرده یا از پشت خفت‌شان کرده و گردنبند و موبایل شان را به سرقت می‌برند ما همه ترسوتر از همیشه در گوشه ای کز کرده و تنها کاری که می کنیم دست بردن به گوشی تلفن همراه است؛ تازه اگر قصدمان تخریب نباشد و به تصویر کشیدن ناامنی! کمی صفحه را زوم کرده و روی چهره یا پلاک موتور یا خودروی سارقان ثابت می کنیم؛ فقط همین، نه جلو می رویم و نه به مالباخته کمک می کنیم؛ فقط ثانیه‌ها و دقایق را می شماریم که پلیس چرا از راه نمی رسد!

وقتی اراذل و اوباش گردنکشی کرده و در خیابان و محله، کری خوانی و قدرت‌نمایی کرده و با چاقو و قمه و شمشیر به جان همدیگر افتاده و از شکستن و تخریب مال و اموال مردم و خودرو و حتی تیزی کشیدن به رهگذران ابایی ندارند از درون خانه و از پشت پنجره یا از پشت ماشینی در انتهای کوچه لرزان و ترسان شماره پلیس را می گیریم تا نکند اوباش بفهمند که ما پلیس را خبر کرده ایم!

وقتی می‌بینیم یا می‌شنویم که فلان دوست یا فامیل یا آشنا معتاد شده یا  حتی  فروشنده مواد مخدر را در پارک و محله می بینیم لب گزیده و بعد از کلی فحش و نفرین به بانیان و قاچاقچیان می پرسیم پس پلیس کجاست؛ مرزبانی چه می کند؛ چرا اجازه می دهند که مواد مخدر وارد شود؟

اگر خدای ناکرده جایی خرابکاری و تخریب شود و معاندان و گروهک تروریستی اقدامی انجام دهند باز دست به کمر زده و می پرسیم  پلیس کجاست؟ پس چه می کنند که آنقدر سلاح و ادوات وارد کرده اند؛ مگر پول نمی گیرند که از مرز دفاع کنند پس گروهک تروریستی از کجا وارد شده است؟

در درگیری طایفه ای، در قتل، جنایت، تجاوز، گروگانگیری، سرقت بانک، ترافیک و همه و همه پلیس را صدا می‌زنیم؛ همان مأمور پلیسی که غریبه نیست؛ یا کادر است یا سرباز؛ یا پسر من است یا برادر تو یا پسر فامیل یا همسر همسایه طبقه بالایی یا بچه کاسب محله!

می بینید آنها را که غریبه نیستند و فقط لباس پلیس به تن دارند همیشه می خوانیم؛ به کرات صدایشان می زنیم؛ باید بیایند و در برابر هر آنچه رذالت و دزدی و سرقت و اوباش گری است بایستند؛ حتی خیلی از جاها برای حفظ من و تو و خانواده‌هایمان سینه ستبر کرده و از هر آنچه زن و بچه و تعلقات خودشان است است گذشته و  آماج گلوله و چاقو و قمه می شوند!

…حالا چه شده که این روزها ماشین پلیس را تخریب می کنیم؛ با چاقو به جان مأموران افتاده و زنده زنده به آتش کشانده و قهقهه زنان فیلم می گیریم!

می دانم که راه مردم از محدود اغتشاشگران جداست؛ اما سوال از همان‌ محدود اغتشاشگران این است که باز هم  روی شان می‌شود که اگر سارق آمد، زورگیری از پشت خفت‌شان کرد، نامردی به ناموس‌شان دست درازی کرد بازهم  به پلیس زنگ بزنند؛ آن هم ، همان پلیسی که شب‌ها در خیابان قربانی می شود!

پایان پیام/